آیا جامعه ایران در آستانه فروپاشی اجتماعی است؟  /دکتر جعفر احمدی

سرویس مقاله_ این یادداشت به قلم  «جعفر احمدی »  دانش آموخته دکتری جامعه شناسی گرایش مسائل اجتماعی ایران از بوکان نوشته شده و دراختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

سرویس مقاله_ این یادداشت به قلم  «جعفر احمدی »  دانش آموخته دکتری جامعه شناسی گرایش مسائل اجتماعی ایران از بوکان نوشته شده و دراختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

​​​​​​​وقتی دختران دهه ی 80 قمه می کشند، وقتی در روز روشن و درمقابل دیدگان شهروندان زورگیری می شود. وقتی کلاه برداری و خشونت در جامعه عیان و عریان شده است. فساد در لایه ها و سطوح مختلف به صورت آشکارا انجام می شود. آمار ترک تحصیل دانش آموزان افزایش پیدا کرده است. ارازل و اوباش در همه شهرها قدرت گرفت اند و مانور قدرت و قمه کشی جلو دوربین های مدار بسته راه انداخته اند. پارتی ها و جشن ها هفته گی به سبک های غیرمعمول رواج پیدا کرده است. سبک زندگی مستقلِ دختران مجرد و زنان مطلقه مُد شده است. اعتماد و صداقت به عنوان سرمایه ی اجتماعی رو به افول است. نهاد خانواده از درون متلاشی شده و زن و شوهر و فرزند نقش های متفاوتی در این نهاد برعهده گرفته اند. شکاف طبقاتی روز به روز بیشتر می شود. اعتیاد کوچکترین آسیب اجتماعی محسوب می شود. تضاد منافع زنان و مردان چون آتشی زیر خاکستر شعله می کشد. سن خودکشی پایین آمده. احترام و نگهداری سالمندان کم رنگ شده و احترام و نگهداری سگ و گربه باب شده است.خشونت و جنایت به شکل های مختلف در شبکه های اجتماعی به نمایش گذاشته می شود. از دین که زمانی حلّال و مرهمی برهمه مشکلات اجتماعی بود اکنون جز چند مناسک و آن هم دربین پیروانی سنتی چیزی باقی نمانده است. ضعف دستگاه قضایی در رسیدگی به جرم و جنایت باعث شده معضلاتی چون شرخر، کارچاق کن و لات های اجاره ای ظهور کنند. ناکارآمدی نهاد آموزش هم در این وضعیت غیرقابل انکار است، چرا که مدرک داران بی سواد را روانه سازمانها کرده که به پشتوانه رانت و قدرت و ژن برتر، مدیر می-شوند. تورم و بحران اقتصادی درکنار بیماری کرونا و ناکارآمدی دولت در حل این بحرانها، تشدید کننده این وضعیت و صدها آسیب اجتماعی دیگر شده است. 

یقینا به موارد بالا می توان موارد بیشتری اضافه کرد که همگی نشان از فروپاشی عمیق اجتماعی در ایران می دهند. می توان از کودکان کار، روسپیگری، زباله گردی، کولبری، سوخت بری، تبعیض جنسی، ستم قومی، بی عدالتی و بسیاری از مسائل اجتماعی دیگر نوشت که همگی موید این امرند که نظام اجتماعی دارد متلاشی می شود و  جامعه در مسیر فروپاشی اجتماعی قرار گرفته است. جامعه ی ایران در هیچ دوره ی تاریخی، این اندازه تحولات و نابسامانی اجتماعی به خود ندیده است. به نوعی که می توان گفت ما با انباشت مسائل و معضلات اجتماعی حل نشده مواجه هستیم.  همه ی این موارد در کنار موارد گفته نشده، این فرضیه را تایید می کنند که جامعه درحال فروپاشی است. فروپاشی به این معنا که هنجارهای پیشین کنار گذاشته می شود و دیگر مقبولیتی در بین مردم نخواهند داشت. دیگر ارزش ها، یا ارزش نیستند یا ضدارزش می شوند. در فروپاشی اجتماعی تنها یک یا دو نهاد اجتماعی نیست که دچار استحاله ارزشی و بی هنجاری می شوند؛ بلکه اکثر نهادهای اجتماعی دچار این وضعیت می شوند. اسفناک تر در فروپاشی اجتماعی زمانی ست که جایگزینی برای هنجارها و ارزش های پیشین وجود نداشته باشد.