اسنادی از جنگ جهانی اول در سقز / عمر فاروقی

براستی وقتی جنگ دامنگیر یک ملت بشود مانند آتش در نیزار، به تمامی جنگل و اراضی و بیوتات و دول و بلاد همجوار سرایت می کند آنچنانکه در حوادث جنگ اول جهانی به ناگهان جاسوسان گریبان پیرمردی عکاس ارمنی در سقز را گرفته و او را در زندانهای کردستان و آذربایجان به انواع بلایا مبتلا کردند

براستی وقتی جنگ دامنگیر یک ملت بشود مانند آتش در نیزار، به تمامی جنگل و اراضی و بیوتات و دول و بلاد همجوار سرایت می کند آنچنانکه در حوادث جنگ اول جهانی به ناگهان جاسوسان گریبان پیرمردی عکاس ارمنی در سقز را گرفته و او را در زندانهای کردستان و آذربایجان به انواع بلایا مبتلا کردند

به گزارش زریان موکریان؛ براستی وقتی جنگ دامنگیر یک ملت بشود مانند آتش در نیزار به تمامی جنگل و اراضی و بیوتات و دول و بلاد همجوار سرایت می کند آنچنانکه در حوادث جنگ اول جهانی به ناگهان جاسوسان گریبان پیرمردی عکاس ارمنی در سقز را گرفته و او را در زندانهای کردستان و آذربایجان به انواع بلایا مبتلا کردند و پس از شکنجه بسیار معلوم شد ایشان بی گناه و به قول معروف از بیخ عرب بوده و گناه او تنها این بوده که دارای کیش ارمنی و با یکی از سران حزب (داشناک) ارمنستان بنام دکتر ظهرابیان آشنا بوده و آن مرد انقلابی شبی را به سقز آمده و در منزل مختصر پرویز خان ساکن بوده است.
اما اینک شروع و انجام این واقعه در اسناد وزارت کشور ایران و در کتابی بنام (شورش کردهای ترکیه و تأثیر آن بر روابط خارجی ایران) سالهای 1307 تا 1310 هجری شمسی به کوشش کاوه بیات به علاقمندان و محققین عرضه شده است.
مقدمتاً باید عرض کنم مرحوم پرویز خان پیرمردی بود تنها و ارمنی با موهای جوگندمی و قیافه موجه و موقر. ایشان بنیانگذار صنعت عکاسی در سقز بودند و اساتیدی چون مرحوم اسماعیل خان فرخی و پسرش عباس خان و محمدحسین عطائی در نزد او کار عکاسی را شروع کرده و تا پایان زندگی بعنوان حرفه و محل امرار معاش ادامه دادند و کارهای باارزش و تاریخی از دوربین آنها به یادگار مانده است.
عکاسی و محل کار پرویز خان در ساختمان باقیمانده دهانه بازار اصلی سقز پایین تر از اداره دارایی بوده که اکنون نیز عکاسی در آن فعال است و احتمالاً محل خواب و اسکان او نیز در این ساختمان بوده است.
اینک سند اول در رابطه با گرفتاری و حبس این پیرمرد محترم و فعال و عنصر مفید اجتماعی که در زمان خود باعث حیرت و تأسف همگان و رواج شایعات بسیار بود.
سند اول
از وزارت کشور... به حکومت کردستان
تاریخ 11/10/1306 شمسی اداره غرب شماره 1015 ، 11/10/306
حکومت محترم کردستان بطوری که از منطقه آذربایجان راپورت رسیده است اخیراً دکتر ظهرابیان که متهم به اقدام و تبلیغات به سود ارامنه است از ساوجبلاغ به سقز رفته و با پرویز خان عکاس تماس گرفته لذا با توجه به اینکه هر دو نفر از ارامنه می باشند دستور فرمائید تحقیقات لازم در این رابطه انجام و نتیجه را گزارش دهید.
اداره غرب، امضاء
سند دوم
از حکومت کردستان به وزارت محترم داخله
شماره 4، 23/11/1306
 اداره تلگراف دولت معظم ایران از کردستان به تهران شماره تلگراف 96. احتراماً در پی وصول تلگراف عالی بلافاصله پرویزخان عکاس دستگیر و محل کار و زندگی تفتیش گردید لاکن علیرغم ساعتها بازجوئی و تحقیق، هیچ اطلاعاتی را بروز نداده و گمان نمی رود رابطه تشکیلاتی با ارامنه داشته باشد خودش مدعی است در ساوجبلاغ چند نفر دشمن دارد و آنها علیه او راپورت خلاف تهیه و به عرض مقامات محترم دولتی رسانیده اند و خودش را بیگناه می داند لذا مستدعی است مقرر فرمائید آیا مشارالیه در زندان بماند یا خیر؟ راجع به دکتر ظهرابیان آنچه لازم بود به مأمورین حکومت سقز توصیه شده تا در سریعترین وقت گزارش خود را تقدیم بدارند.
نمره 2599، 22/11/306 نصرالله خلجتری حکومت کردستان مهر تلگرافی شد.
سند سوم
از وزارت کشور به حکومت کردستان. اداره غرب نمره 1269، 27/12/306. لطفاً به شهرستان سنندج رمز بفرستید که پیرو 1215 در بازجوئی از پرویز عکاس دقت و سخت گیری بیشتری اعمال شود و دکتر ظهرابیان را نیز دستگیر و هر دو نفر را تحت الحفظ و کلپچه شده به حکومت ایالت آذربایجان تحویل بدهند و از نتیجه این اقدامات سریعاً اطلاع دهید.
مهر اسناد ملی 29004210
سند چهارم
به مقام عالی ریاست هیئت وزیران
شماره 293 به اطلاع می رساند که موضوع با دقت تحت نظر است و تاکنون 9 نفر از کسانی که مظنون به همکاری با تشکیلات ارامنه می باشند در شهرستانهای خوی و ماکو و ارومیه دستگیر شده اند و به تبریز انتقال و در آنجا تحت بازجوئی می باشند. در منطقه مهاباد نیز کسانی را که امر کرده بودید دستگیر و تحت بازجوئی هستند و بقیه نیز زیر نظر بوده و قریباً بازداشت خواهند شد. آنچه تاکنون معلوم شده حاکی از اتحاد بین ارامنه و اکراد است و گویا قرار بود اتحادی بین آنان ایجاد شود که مسئولان آن از خارج کشور دستور می گیرند و خوشبختانه در آذربایجان با آنها برخورد شده و هرگونه عملیات ضددولتی متوقف شده. امیدواریم در چند روز آینده به تهران عزیمت و نتایج تحقیقات و عمیلیات را حضوراً به عرض برسانم.
امضا منصور مهر تلگرافخانه مبارک
اسناد ملی ایران نمره 122002
بدین گونه پرویز خان مظلوم و پیرمرد بی گناه مدت زیادی تحت شکنجه و بازجوئی بود اما چون نتوانستند مدرکی علیه او بیابند ناچار شدند آزادش کنند.
بیاد دارم در کلاس سوم ابتدائی برای گرفتن عکس نزد او رفتم.
پیرمردی بود محترم که در نظر اول انسان را وادار می کرد به وی سلام کند و پیراهن و شلوار پاکیزه بر تن داشت با موهای مرتب اما پوست پشت دستانش چروک شده بود و خدا می داند در آن سیاه چالهای آذربایجان چه بلائی بر سرش آورده بودند اما می دانستم که در آخر از او معذرت خواسته بودند.
چنانچه بدواً عرض کردم وی مؤسس و مروج صنعت عکاسی در سقز بود و محل کار او اکنون نیز به مانند همانروزها عکاسی دایر است لاکن معلوم نیست آرشیو بسیار غنی آتلیه او در کجاست چون شاگرد او مرحوم محمد حسین عطائی نیز تا پایان زندگی در کاروانسرای قدیمی و تاریخی تا جوانی مغازه داشت که او هم مثل استادش پرویز خان ارمنی، زن و فرزند نداشت و در همان کارگاه خودش اطاقی داشت برای خواب و خوراک و اوایل انقلاب اسلامی به رحمت ایزدی پیوست. با وفات عطائی آرشیو پرویز خان و عطائی با آن عکس های مقوائی روشن سیاه و سفید و شیشه و فیلم و دوربین هائی که عکاس پارچه سیاهی بر سرش می انداخت و شیشه عکس را از دوربین به تاریکخانه می برد در سیاهی زندگی بی اثر و بی خبر ماندند و ارث او یگانه برادرش آقای محمد عطائی کارمند بازنشسته بهداری است و معلوم نیست آیا او از این گنجینه تاریخی خبر دارد یا خیر؟
در هر حال اگر مسئولان هنری سقز مانند اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی یا سازمان تبلیغات اسلامی اقدام کرده و برای دستیابی به این گنجینه آرشیو عکاسی پرویز خان و عطائی اقدام کرده و آنها را بیابند با سیمای واقعی شهر سقز و ساکنان و مقامات مسئول و معتمدان و معلمین و سایر چهره های مشهوری که در حرف آن روزگار مطرح بوده اند روبرو خواهیم شد و می تواند دستمایه یک نمایشگاه جالب و آموزنده و پربار باشد در این سکوت دردناکی که بر این شهر به اصطلاح فرهنگی حاکم است.