یادی از امپراطور بی مانند قلل جهان، محمد اوراز که همچنان مظلوم است/ یحیی صمدی

یادداشت – این یادداشت به قلم یحیی صمدی روزنامه نگار باسابقه کردستانی نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است:

یادداشت – این یادداشت به قلم یحیی صمدی روزنامه نگار باسابقه کردستانی نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است:

16 شهریور در تقویم ورزش و به ویژه کوهنوردی ایران روز غم‌انگیزی است چرا که در چنین روزی ورزش کوهنوردی کردستان و ایران که جای خود دارد، بلکه ورزش کوهنوردی جهان یکی از قهرمانان و بزرگمردان خود یعنی «محمد اوراز» که باید او را امپراطور و عقاب بی مانند قلل جهان نام نهاد که بر اثر سقوط از قله هفت هزار و ۹۰۰ متری «گاشابروم» پاکستان مصدوم شده بود را از دست داد.

18 سال از مرگ زنده یاد  محمد اوراز  گذشت؛ انسانی كه به عنوان اولین ایرانی و حتی اولین مسلمان موفق به صعود به قله اورست شد،  اوراز  به ستون كوهنوردی ایران معروف شده است، اما بعد از گذشت این همه سال هنوز گمنام مانده و به اندازه یک فوتبالیست لیگ سوم ایران از او یاد نمی شود. چرا؟

مرحوم «اوراز» 26 شهریور سال ۱۳۴۸ شهر نقده است. در سال ۱۳۵۵ در نقده راهی مدرسه شد و در سال ۱۳۶۷ موفق به اخذ مدرک دیپلم در رسته اقتصاد و علوم اجتماعی شد و پس از پایان دوران خدمت سربازی در سال ۱۳۷۳ در رشته تربیت بدنی دانشگاه ارومیه قبول شد.

زنده یاد «محمد» با عشق و علاقه خاص به طبیعت و ورزش کوهنوردی برای نخسیتن بار در سال ۱۳۶۷ به این ورزش روی آورد و در همان سال گروه کوهنوردی«قندیل» را پایه‌گذاری کرد و در سال ۱۳۷۳ به همراه جمعی از دوستان خود و پیشکسوتان کوهنوردی نقده کانون کوهنوردان این شهرستان را تاسیس کرد و فعالیت حرفه‌ای وی از این دوران آغاز شد.

اوراز پرافتخارترین كوهنورد ایران محسوب می‌شود و در نخستین فراخوان اردوهای تیم ملی در سال ۱۳۷۶ به عضویت تیم ملی کوهنوردی ایران درآمد و اولین تجربه هیمالیانوردی خود را به همراه تیم ملی به قله «راکاپوشی» با ارتفاع هفت هزار و ۷۸۸ کشور پاکستان با موفقیت سپری کرد.

سال ۱۳۷۷ نقطه اوج حضور «اوراز » در ورزش کوهنوردی بود و اردیبهشت این سال توانست برای نختسن بار به قله اورست بلندترین قله جهان صعود و مدال طلای کوهنوردی جهان را کسب کند.

«اوراز» در سالهای ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۰ به مدت سه سال متوالی به عنوان مرد سال کوهنوردی ایران انتخاب شد و علاوه بر عضویت در تیم ملی کوهنوردی ایران مدرک مربیگری درجه یک و مدرک صعودهای دشوار فرانسه را نیز کسب کرد.

صعود موفق او به «راكاپوشی» منجر شد یك‌ سال بعد تجربه‌ای پرافتخارتر را در كارنامه خود به ثبت برساند كه این اتفاق نقطه اوج حضور او در كوه بود و قله اورست زیر پاهای استوار این قهرمان کُرد ایرانی تسلیم شد. محمد با این صعود تاریخی توانست مدال طلای كوهنوردی جهان را كسب كند و با این موفقیت‌های خود توانست کوهنوردی ایران را به اوج برساند  اوراز  درخلال صعودهایش شاگردان زیادی را نیز در رشته كوهنوردی تربیت كرد. محمد اوراز پس از صعود به اورست، به چند قله هشت هزار متری دیگر هم صعود كرد آن هم بدون استفاده از كپسول اكسیژن و در اواخر تابستان 82 برای فتح «گاشربروم یك»، راهی رشته كوه «قراقروم» در پاكستان شد؛ صعودی كه تا نزدیكی‌های قله ادامه یافت اما ریزش بهمن او را در ‌نوردید و محمد توسط تیم امداد و نجات به بیمارستانی در اسلام‌آباد پاکستان منتقل می‌شود ولی پس از 20 روز، در 16 شهریور 1382 از دنیا رفت و پیكر مرحوم  محمد اوراز  در قلب كوه سلطان یعقوب نقده طبق وصیت خودش در وسط سكویی دایره شكل به خاك سپرده شد.

با وجود گذشت این همه سال از مرگ این قهرمان بزرگ و در مقابل آن همه عظمت و روح و فعالیت های ماندگارش هنوز هم که هنوز است نتواسته ایم در شان و جایگاه این قهرمان فراموش نشدنی حق مطلب را ادا کنیم در حالی که باید زندگی و تجربیات و تصاویرش در کتاب های درسی مدارس کشور درج شود و به الگوی ملی و بزرگ ماندگار برای نوجوانان و جوانان و نسل های آینده معرفی شود و باید در خیلی از مناطق مختلف کشور و در مسیرهای منتهی به کوهستانها مجمسه و تندیس و سردیس اوراز که به ستون کوهنوردی ایران تبدیل شد نصب گردد، پس خیلی ها حق دارند که بگویند هر چند برنامه ها و کارهای در نکوداشت و گرامیداشت این بزرگ مرد کُرد انجام شده، ولی در مقابل تلاش ها و قهرمانی ها و مظلومیت هایی که در هنگام حیات در حقش روا شد انصافاٌ اوراز همچنان گمنام است چرا که اوراز یک قهرمان ملی و الگوی بسیاری از کوهنوردان همزمان و بعد از خودش بوده و هست و بعد از مرگ هم همچنان مظلوم مانده است.

 کاک  معروف اوراز  برادر زنده یاد محمد اوراز در گفتوگویی اظهار داشت: برادر من با کمترین امکانات کوهنوردی کار خود را آغاز کرد. او معنای عبارت خواستن توانستن است را به خوبی نشان داد.  محمد  در آن زمان برای انتخاب شدن در تیم ملی کوهنوردی در زمستان به علم کوه صعود کرد در حالیکه تنها یک جفت پوتین سربازی داشت.

آنچنانکه یکی از کوهنوردان با دیدن امکانات و لباس‌های کم او تعجب کرده و گفته بود تو با این وضعیت بهار برمی‌گردی، اما او طی چند روز موفق به صعود شد و مدتی بعد هم به عضویت تیم ملی کوهنوردی درآمد.

کاک معروف اظهار داشت: ورزش کوهنوردی، ورزشی پر هزینه است و ورزشکاران این رشته با سختی هزینه های صعود و ابزار و وسایل مرتبط را تهیه می کنند ما هم به توان و بنا به شرایطی که داشتیم در هزینه هایش حمایتش می کردیم اما متاسفانه همیشه سدها و حسادت هایی هست که با الفاظ ناخوشایند و برخوردهای غیر اخلاقی طعنه ها می زنند و حرف و حدیث ها می سازند چرا که برادرم برای یکی از صعودهای بین المللی اش از بانکی چندصد هزار تومان وام گرفته بود که تا هنگام مرگش هنوز کامل آن را تصفیه نکرده بود.

با شنیدن سخنان کاک معروف چه باید گفت، چرا جامعه ما دچار چنین وضعیتی شده است زیرا زنده یاد کاک  محمد اوراز  رسیدنش به این جایگاه  برایش آسان نبود، چرا که او از شهری کم‌برخوردار از دل آذربایجان غربی و با کمترین امکانات لازم برای یک کوهنورد وارد این عرصه شد و در هنگام حیاتش هم با مظلومیت های زیادی این راه را پیمود. زیرا به پشتوانه نام  محمد اوراز  افراد بسیاری وارد عرصه کوهنوردی ایران شدند و بسیاری از افراد موفق یا از شاگردان او بودند یا اینکه از او و راهش پیروی کرده بودند.

در پایان این یادداشت دوباره یادآوری این نکته جای ضرورت دارد که بی شک یاد کردن از انسانهای فرهیخته، مفاخر و قهرمان عرصه های ورزشی در سطح ملی و بین المللی، در هر جامعه ای همواره به مثابه چراغی فراروی انسانها در یافتن راه رستگاری خویش بوده است اما متاسفانه همین فرزانگان و عالمان و قهرمانان و خادمان مردم در طول حیات آنگونه که شایسته و بایسته است مورد احترام و عزت و حمایت قرار نگرفته و نمی گیرند و بعد از مرگشان نیز باز هم مظلوم و گمنام می مانند.

;محمد اوراز هم از این قاعده مستثنی نیست، وی پرافتخارترین کوهنورد ایران و کردستان محسوب می‌شود، بی توجهی مسئولین ورزشی كشور خصوصًا وزارت ورزش و فدراسیون کوهنوردی به چنین ورزشکاری در آن زمان جای گله و نقد دارد، سالها باید تلاش کرد، برنامه ریزی کرد و در پی استعدادها بود تا بتوان یك ورزشكار را آماده ورود به میادین بین المللی نمود ولی در مراقبت و حمایت از كسی كه دارنده افتخارات بزرگ و نائل به فتح قلل بزرگ جهان شده است است اقدامی در خور انجام ندادیم.

  اوراز  در راه مرام و هدفش با رنج ها و مسیری پر از درد و بلا و .... دست و پنجه نرم کرد و خون دلها خورد و در راه عشق به خاک و دیار و مردم نیشتمانش با همزادی با رنج هایی که داشت و افتخاراتی که کسب کرد جان سپرد و درست مانند نامی که داشت متفاوت و ویژه بود.  اوراز  آنطور که در کُردی نوشته می شود «هەوراز» واژه‌ای است که به معنای «بلندی و ارتفاع» یا «بلندی کوه». پهلوان  کاک محمد  شگفت‌انگیز بود، ضمن جاودانگی و فتح اورازها، افسانه شد. اسطوره ای به نام اوراز. از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل.....

نام و یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

یحیی صمدی روزنامه نگار آزاد/ سنندج شهریور ماه 1400