تحلیلی جامعه شناسانه بر چرایی ظهور تیمارستان مجازی در بوکان / دکتر جعفر احمدی

سرویس مقاله_ این یادداشت به قلم «جعفر احمدی» دکتری جامعه شناسی و مدرس دانشگاه در ارومیه و به درخواست زریان موکریان نوشته شده است.

سرویس مقاله_  این یادداشت به قلم «جعفر احمدی» دکتری جامعه شناسی و مدرس دانشگاه در ارومیه  و به درخواست زریان موکریان نوشته شده است.

اخیراَ در شهر بوکان کانالی تلگرامی اقدام به انتشار تصاویر خصوصی دختران و پسران جوان نموده و در ازای دریافت کد شارژی سیم کارت های اعتباری، تصاویر انان را حذف می کرده است. این اتفاق ناخوشایند ضمن اینکه باعث نگرانی خانواده ها نسبت به این موضوع شده است؛ تهدیدی برای حریم خصوصی شهروندان بوکانی محسوب  می شود و احساس عدم امنیت را دامن می زند. حال سوالی که اینجا مطرح می شود این است که علت و چرایی این پدیده از دیدگاه جامعه شناسی چه می تواند باشد؟

در نگاه اول، این پدیده را می توان به آسیب های اجتماعی فضای مجازی ارتباط داد. فضای مجازی شرایط جدیدی برای کاربران خلق می کند. این فضا هویت نامشخص و به صورت مستمر متحولی را ، به ویژه برای برای نسلی که در مقایسه با نسل قبل با محرکهای فراوانی مواجه است، می آفریند. مفهومی که بیان کننده وضعیت جدید برای کاربران فضای مجازی است، گمنامی است. در این فضا کمتر هویت واقعی مشخص می شود و افراد باکتمان هویت خویش به راحتی مرتکب انواع جرائم می شوند.

در این فضا هیچ مخزن مرکزی، محل کنترل و یا کانالهای ارتباطی مشخصی ندارد به همین علت امکان کنترل محتوای آن وجود ندارد. اگرچه ممکن است رد پای کاربران در اینترنت برای همیشه ثبت شود اما دسترسی به این اطلاعات به راحتی و برای همه امکان پذیر نیست. بنابراین ناشناس ماندن در فضای مجازی، برای مجرمان اینترنتی بالقوه، فرصت های جدیدی فراهم می کند. هویت یک مجرم در چنین فضایی می تواند با استفاده از سرویس دهنده های مختلف ویا با استفاده از نامهای مختلف مکتوم باقی بماند. ناشناس ماندن، کاربران را در یک موقعیت برتر قرار می دهد و شاید آنها را وسوسه کند تا مرتکب جرم شوند. پس اگر فرد مجرم هم نباشد، وضعیت گمنامی  می تواند زمینه گسترش جرم و بی اخلاقی او را در فضای مجازی فراهم کند.

اما این نوع نگاه به تنهایی نمی تواند پدیده اخیر شهر بوکان را تحلیل کند؛ چرا که در این نگاه علت چنین جرم ها و بی اخلاقی هایی را در فضای مجازی می بیند ولی مبرهن است که مسئله عمیق تر از آن است که را چنان سطحی ببینیم. بنابراین در رویکردهای مربوط به آسیب های اجتماعی می توان از رویکرد بی سازمانی برای تحلیل چرایی این پدیده کمک گرفت. در این رویکرد زمانی که به واسطه عواملی ـ در اینجا ظهور فضای مجازی ـ تغییراتی در نظام اجتماعی روی دهد، اگر آن جامعه نتواند نظم را در آن جامعه حفظ کند، آن جامعه دچار بی تعادلی و بی سازمانی می شود.

زمانی قدرت تحلیل این رویکرد درخصوص این کانال تلگرامی عینیت پیدا می کند که پلیس از دستگیری ادمین 19 ساله این کانال را  خبر می دهد. با این توصیف که جوانان نسلی هستند که با این فضا بزرگ شده اند. همچنان که کاستلز اظهار می کند رسانه هاي جدید ارزشهاي جوانان را درمعرض تغییرات اجتماعی وفرهنگی قرار داده است. به عقیده کاستلز شبکه اي شدن جامعه امروز معناي همه چیز و هرچیزي را مورد بازاندیشی قرارداده ومفاهیم تازه اي را ایجاد کرده است. درنظرکاستلز به دلیل گسترش روزافزون ارزشهاي مدرن ازطریق رسانه هاي جدید ارزشهاي جوانان مدام درحال تغییر است.

این اظهارات کاستلز نشان می دهد که نسل جدید از ارزش های نسل ها پیشین فاصله گرفته اند. آنها درفضایی جدید جامعه پذیر شده اند که سنخیتی با ارزش های سنتی ندارد. این تقابل ارزش ها و زیست جهان های متفاوت وضعیتی به نام بی سازمانی را به وجود می آورد. در وضعیت بی سازمانی ممکن سه نوع بی سازمانی روی دهد. اول اینکه ممکن است مقررات برای فضای جدید خلق شده وجود نداشته باشد. یعنی کاربران نمی دانند در فضای جدید چگونه رفتار کنند؛ این را بی هنجاری می گویند. یا اینکه ممکن است دو نوع مقررات وجود داشته باشد، یکی مربوط به فضای واقعی و رودر رو و دیگری مربوط به فضای مجازی. این نوع از بی سازمانی را ستیز فرهنگی می گویند. در نهایت شکل سوم از بی سازمانی وضعیتی است که در فضای جدید خلق شده مقررات وجود دارد ولی در صورتی که کنشگران با آن همنوا شوند، پاداش نمی گیرند و اگر از آن مقررات هم تخطی کنند، مجازات نمی شوند.

همچنان که گفته شده آسیب های اجتماعی فضای مجازی که به واسطه شکل جدیدی از ارتباطات انسانی روی می دهد بیشتر از آنکه معلول فضا و شرایط جدید باشد، معلول تغییر در ارزش های نسل جدید است. آنها باوری به ارزش های اخلاقی گذشته ندارند و شاید هم برای خود تعریفی متفاوت از ارزش های اخلاقی دارند. آنها تعهدی به هنجارهای سنتی ندارند و جایی هم اموزش ندیده اند که در فضای مجازی از چه قواعد و هنجارهایی تبعیت کنند. این ادعا وقتی قوت می گیرد که بدانیم ادمین این کانال شماره تلفن و تصاویر خصوصی دختر و پسران را خود نداشته بلکه اعضای کانال در اختیار ادمین قرار داده اند. پس این مسئله فردی نبوده و کاملا یک مسئله و آسیب اجتماعی می باشد.