سواره از نگاه ئاسو

سرویس موکریان_«ماموستا سعیدنجاری» متخلص به ئاسو، می گوید: سواره ایلخانی زاده تنها شاعر عصر خود است که هم علم داشت و هم طبع شعر و این رمز ماندگاری اشعارش است.

سرویس موکریان_«ماموستا سعیدنجاری» متخلص به ئاسو، می گوید: سواره ایلخانی زاده تنها شاعر عصر خود است که هم علم داشت و هم طبع شعر و این رمز ماندگاری اشعارش است.

به گزارش خبرنگار زریان موکریان، سال 1346 به دنبال مرگ گوران، یادواره ای برای وی در دانشگاه تهران برگزار می شود.سه دانشجو به نامهای  «سواره ایلخانی زاده»، «علی حسینیان» و «چاوه شخی الاسلامی» شعرهایی را به زبان کوردی و در قالب نو ارائه کردند.

«سعید نجاری» متخلص به ئاسو از شاعران نامدار بوکان در معتقد است که  شعر نو کوردی در ایران که نیاز آن زمان بود از این سه جوان دانشجو سرچشمه گرفت و توسط «سواره ایلخانی زاده» به اوج رسید چرا که او جوهر شعر را شناخت، در قالب اسیر نشد و تنها شاعر عصر خود بود که هم علم داشت و هم طبع شعر و این رمز ماندگاری اشعارش است.

ئاسو در گفت وگو اختصاصی با زریان موکریان، سواره را شاعری مستقل اما شیفته گوران توصیف می کند که به گفته وی در شعر عروضی نیز دستی توانا داشت به گونه ای که در «امشاسپند هشتم » که برای جهان پهلوان تختی سروده است به مانند فردوسی ظاهر می شود و در شعر «هه له و»  از ماموستا هژار موفق تر ظاهر می شود.

سواره را «پدر شعر کوردی در ایران» می خوانند اما اشعار کمی از وی به جا مانده است. ئاسو برای این امر دو علت را مطرح می کند و می گوید: سواره شعرشناس، شاعر شناس و سبک شناس و نثر نویس بی مانندی بود که  ببیشتر دوست داشت به عنوان منتقد شناخته شود و از طرفی دیگر نه برای نام و آوازه و تشویق دیگران بلکه برای دل  خود شعر می گفت.

«سواره ایلخانی زاده» دانش اموخته رشته حقوق از دانشگاه تهران بود و به فعالیتهای سیاسی علاقمند بود و به علت این فعالیتها شش ماه در قزل قلعه تهران زندانی شد.

ئاسو می گوید: شاعر نمی تواند دردوران اختناق با غزل و مثنوی حرف دلش را بزند  برای همین سواره که صدای عصر خود بود برای بیان افکار سیاسی اش به دنبال شعر نو رفت چرا که شعر رمز است .

این شاعر بوکان ضمن تاکید بر نیاز اشعار سواره به تفسیر معتقد است شعر سواره سمبولیک است و هر کلمه یک نماد است وبرای کشف این نمادها باید شاعر بود و نماد های عصر سواره شناخت .

او «خه وه به ردینه» یکی از آثار سواره  را شاهکار ادبیات کوردی می داند و می گوید: سواره در این اثر اجتماع و مردمش را «خه وه به ردینه» نام می برد و باید مانند سواره شاعر بود تا بتوان اشعار او را تفسیر کرد .

ئاسو ضمن اذعان به این امر که ارتباط برقرار کردن با اشعار سواره برای مخاطب آسان نیست می گوید: سواره شعار نمی دهد، در عمل حرف می زند او از رادیو شاهنشاهی با استفاده از نمادها درباره انقلاب 46و 47 می گوید .

این شاعر نامدار معتقد است سواره شاعری است که برخلاف دیگر شاعران اشعار قدرتمندش بیشتر از اشعار ضعیفش است و حتی اشعار دستکاری شده ای به وی نسبت داده شده است.

سواره فرزند احمد آغاي ايلخاني زاده سال ۱۳۱۶ در روستاي ترجان چشم به جهان مي گشايد پس از يك سال خانواده سواره به روستاي«قره گويز» بوكان نقل مكان ميكنند. وي تحصيلات ابتدائي و راهنمايي را در شهرستان بوكان تمام كرد.و در سال ۱۳۴۱ مدرك ديپلم را در شهر تبريز مي گيرد .سواره تحصيلات تكميلي را در رشته حقوق قضائي در دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۷ به اتمام ميرساند . ايشان عاشق فعاليت هاي سياسي و فرهنگي بود و ضمن سرودن شعرهاي ملي به فعاليتهاي سياسي هم مشغول ميشد ، به همين خاطر در سال ۱۳۴۳ به مدت 6 ماه در زندان قزل قلعه تهران زنداني ميشود . و در سال ۱۳۴۶ در قسمت كردي راديو تهران مشغول بكار مي شوند اما متاسفانه بار ديگر پاييز به سراغ باغ روشنفكري كرد مي آيد و اين درخت پربار عرصه روشنفكري كردي در سال ۱۳۵۴را به تاراج مي برد . سواره را پس از فوت به روستاي حماميان بوكان مي آورند و در گورستان مخصوص خانواده ايلخاني زاده ها به خاك سپرده مي شود . روحش شاد .