شمس الاشراف کردستانی؛ بزرگ مردی از دیار عارفان

در شهر سنندج بزرگ مردی قانع از دیار عارفان می زیست که کنج مسجد «هژاره» را سر به سر با تمام گنج جهان عوض نمی کرد.

در شهر سنندج بزرگ مردی قانع از دیار عارفان می زیست که کنج مسجد «هژاره» را سر به سر با تمام گنج جهان عوض نمی کرد.

به گزارش زریان موکریان، عشق بی کران او نسبت به زیباترین مخلوق خدا، حضرت محمد(ص) باعث خلق آثاری شد که هنوز هم طراوت بخش محافل معنوی و گرمی بخش دل های عاشق است.

مردم کردستان، این مرد مؤمن را خوب می شناسند و چنان علاقه ای به او دارند که خواندن اشعارش را باعث تبرک خانه و برکت در روزی خود می دانند.

سید بهاء الدین شمس قریشی ملقب به «شمس الاشراف» و متخلص به «شمس»، فرزند «سید محمد پاوه ای» است که در سال 1293 هجری قمری در روستای «سه ردی» شهرستان پاوه چشم به جهان گشود و بنا به رسم و آیین آن زمان، برای فراگیری علم و دانش فقهی به حجره های شهرهای پاوه، بیاره و سنندج رفت و بعد از آن در شهر سنندج ساکن شد.

شمس قریشی که سراسر عمر خود را با تقوا و پاکی در تعلیم قرآن به مردم گذراند، با خلق آثاری چون "مولود نامه" ، "معراج نامه" ، "شمس العقاید" (تماماً به زبان کردی) و "اشعاری نغز و ادیبانه به زبان فارسی، کردی، هورامی و عربی"، محافل دینی مردم این دیار را رنگ و بویی نورانی بخشید.

وی مولودنامه را در سال های قریب به 1350 هجری قمری به رشته نظم درآورد که اين اثر در 9 فصل به شرح ميلاد ، زندگي ، آداب ، اخلاق ، سيره وسنن نبی مكرم اسلام ( ص) می پردازد و خاص قرائت در محافل و جشن های ميلاد و محافل نعت پيامب اكرم (ص) سروده شده است.

مولودنامه خوانان و مدیحه سرایان اشعار او را در میان نوای پرخروش دف ها آراسته و بی نظیر می سرایند و در جشن های دینی و معنوی، کلام او را زینت بخش محافل خود می کنند.

شمس الاشراف بیشتر عمر خود را در کتابخانه مسجد «هژاره» شهر سنندج به آموزش و تعلیم کتاب قرآن کریم و دیگر کتب دینی به کودکان و بزرگسالان اختصاص داد و در این مسجد سمت امام جمعه را بر عهده داشت.

شمس دارای سیمایی نورانی و عرفانی بوده و چنان که خود او نیز در اشعارش آورده از کرامات و عنایات خاص پروردگار و رسول اکرم(ص) برخوردار بوده است.

یکی از این موارد جایی است که خود او می گوید: در نوشتن کتاب معراجنامه برای وصف «بوراق» (مرکب پیامبر اکرم(ص) در شب معراج) سردرگم بودم که چه بنویسم، از قضا همان شب بر حسن اتفاق بوراق را در خواب دیدم که "حضرت محمد(ص) را سوار کرده بود و با سرعت به پیش می رفت"، که بعد از بیداری، از این خواب برای توصیف بوراق استفاده کردم.

شمس قریشی انسانی قانع بود و به آنچه در دنیا داشت قناعت می کرد، آن چنانکه می توان این بیت شعر او را مصداق بارز همین مسئله دانست:

به م هه ژاریمه له مزگه وته هه ژاره گوشه گیر *  گه ر بده ن شه مسا جیهانم سه ربه سه ر من نامه وی

این انسان والامقام، صوفی پاک و خداپرستی صادق بوده که از آیین طریقه «نقشبندی» پیروی می کرده و مرید « شیخ عمر ضیاءالدین» بوده است، همچنان که در کتاب شمس العقایدش بسیار به بزرگی از او یاد می کند.

ویدا باغبانی