در نقد ذوق جامعه از بازخوانی ترانه حسن زیرک

جامعه نابودگر، تحسین گر ناله های ایلخان بابا بیگی / دکتر جعفر احمدی

سرویس مقاله_این یادداشت به قلم «دکتر جعفر احمدی» جامعه شناس و مدرس دانشگاه در ارومیه نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

سرویس مقاله_این یادداشت به قلم «دکتر جعفر احمدی» جامعه شناس و مدرس دانشگاه در ارومیه نوشته شده و در اختیار زریان موکریان قرار گرفته است.

1-کلیپ ایلخان بابا بیگی آن مرد هرسینی که ترانه حسن زیرک می خواند، را همه دیده اند. کلیپ که به شدت مورد استقبال کاربران فضای مجازی قرار گرفت و به زبان همان کاربران، بازدید و لایک زیادی داشت. همین بازخوردهای فضای مجازی باعث شد برخی فعالان اجتماعی هویت اصلی بابابیگی را پیدا کنند و با دوربین سراغ خانواده اش بروند. اخیراً هم کلیپی دیگر از ایشان منتشر شده که بابا بیگی را از کمپی در کرمانشاه به کمپی در شهر محل زندگی اش منتقل کرده اند و عده ای خیرخواه هم قول مساعدت مالی داده اند.

2-         این روایت از نگاه دوربین بود و شاید در نگاه اول رضایت بخش باشد. اما این همه ی روایت ها از زندگی یه فرد طرد شده از اجتماع نیست. طرد اجتماعی به تعبیر گیدنز به معنای محرومیت کامل از  فرصت هایی است که جامعه در اختیار  افراد قرار می دهد. بنابراین همچنان که جامعه یک سری فرصت ها را در اختیار افراد قرار می دهد، عده ای را از این فرصت ها محروم می کند. طرد شدگان اجتماعی در رابطه ای نابرابر قرار می گیرند، نابرابر چرا که، هیچ قدرتی ندارند تا برای خود جایگاه مناسب و امنی تعریف کنند. طردشدگان اجتماعی قربانی یک سری شرایط ساختاری اند ولی مردم شاید این را نمی دانند و نمی بینند؛ چون مردم بخشی از این شرایط ساختاری اند.

3-         طرد شدگان اجتماعی درواقع شکست خوردگان از یک جنگ نابرابر اجتماعی اند. جامعه به بهانه حفظ نظم آنها را بدنام می کند و سپس نادیده می گیرد و از حقوق شهروندی آنها را محروم می کند. طرد شدگان اجتماعی تنها معتادان نیستند. در هر جامعه ای گروه ها و طیف های وسیعی از افراد ممکن است طرد شوند. فرهنگ جامعه با تعریف رفتار بهنجار و نابهنجار نقش مهمی در دایره شمولیت افراد طردشده دارد. اگر فرد در دایره نابهنجار قرار گرفت، آلوده می شود، بدنام می شود، طرد می شود و در نهایت فراموش و محو می شود.

4-         ایلخان بابابیگی و بسیاری از افراد طرد شده جامعه ما قربانی این جامعه هستند. جامعه ای که او را طرد کرده و اکنون به تماشای شنیدن صدای ناله هایش نشسته است. تو گویی مردم با شنیدن صدا و هنر بابابیگی وجدانشان بیدار شده است و در برداشت شان از فرد معتاد تجدید نظر کرده اند؟ خیر، آنها از خودشان خرسنداند که کسی را به لحاظ اجتماعی کشته اند برای همین است که ناله های نابودی اش را تحسین می کنند.

 5- این مردم کاری می کنند که خانواده طرد شدگان هم درخلال مفهوم آبروریزی آنها را رها و طرد کنند. فراتر از این کاری می کنند که مانع از بازگشتن این افراد به خانواده و اجتماع شوند. چون آنها خودشان هم می پذیرند که محو و نابود شده اند. برخورد نهادهای دولتی هم با افراد طرد شده، اعمال خشونت عریان است. بارها دیده ایم که مردم از نیروی انتظامی می خواهند در فلان منطقه معتادان را جمع کنند و آنها با کتک و الفاظ غیرانسانی این کار را انجام داده اند.

6- شاید بگویید این افراد برای جامعه مضراند و مستحق چنین برخوردهایی هستند. اما آیا مردم با هر کسی که به جامعه ضرر می رساند، چنین برخوردی دارند. نوربرت الیاس معتقد است که خطر کارهای طردشدگان در مقایسه با تصمیم های غیرعقلانی اقتصادی متخصصان [ و مسئولان] که منجر به زیانهای میلیارد دلاری می شود، بسیار ناچیز است. در حالی که کارهای زیان بار به مردم عاصی، اوباشگر و آشوبگر نسبت داده می شود، اما آن تصمیم های غیرعقلانی اقتصادی به عنوان اینکه یک اشتباهی صورت گرفته توصیف می شوند.

7-اگر امروز می بینید که مردم برای نابودی یک فریاد و سوز یک آواز آستین بالازده اند؛ مطمئن باشید در جایی دیگر دارند صدها فریاد و آواز را خفه می کنند. وحشتناک و رقت انگیز است چنین تلاش ها و شکوهی که می خواهد از کسی که زمانی نابوداش کرده ایم، اکنون یک اسطوره بسازیم. ما این موضوعات را زود فراموش می کنیم و مدام به مچاله کردن افرادی که ضعیف اند اقدام می کنیم. بدون شک اگر جای چنگال جامعه روی صورت افراد ضعیف و طردشده دیده می شد، هرگز کسی برای ناله های ایلخان بابابیگی ذوق نمی کرد. این جامعه اول نابود می کند بعد ناله های نابودی ات را تحسین می کند و از تحسین اش ژست خیر و روشنفکر می گیرد.