مرثیه ای بر پراید مردم / دکتر احمد غلامی

سرویس مقاله – این یادداشت به قلم دکتر احمد غلامی دکتری جامعه شناسی و دبیر در بوکان نوشته شده است.

سرویس مقاله – این یادداشت به قلم دکتر احمد غلامی دکتری جامعه شناسی و دبیر در بوکان نوشته شده است.

​​​​​​​پراید بیش از آنکه نام وسیله ای موتوری باشد، یک خودرو/نشانه است. نشانه ای برای تعریف و توصیف بسیاری از موقعیتها، مواضع، چشم اندازها و ... . پراید نشانه ای است بر نوعی رویکرد فوردیستی در صنعت خودروسازی برای صاحب ماشین کردن تمام طبقات پایین جامعه از طرفی و از طرف دیگر مجموعه ایست از آسیبها، ضعفها و عقب ماندگیهایی که همواره خود را به میانجی این وسیله موتوری بازروایت می کند. با تصور پراید در اولین اخباری که در خصوص تصادفات جاده ای شنیده می شود، شرّ خیلی از مسائل از دوش منتقدان برداشته شده است. منتقد به واسطه و به میانجی این خودرو/نشانه، شر موضوعاتی چون جاده های با کیفیت پایین، شیبها و قوسهای غیرمهندسی، ضعفهای رانندگی، نقاط کور جاده ای و ... همه و همه را از خود دور می کند و اولین و آخرین عامل را که همان پراید است به صورت مخاطب می کوبد. داستان پراید داستان همان عامل ناگواری دانسته شده که تمام لذتهای ما را به سرقت برده است. گویی قبل از پراید مرگی در جاده ها نبود و بعد از آن هم نخواهد بود. پراید به عنوان "شرور اعظم" همه ضعفها و غفلتهای ما را پنهان و سرپوش می نهد. پراید در این ساخت نظری، تهدیدکننده آسایش ما از طرفی و به شکلی تفسیری تر، محل نفوذ طبقات پایین است در سبک و حیات زندگی سراسر بورژوایی ای که ماشینهای لوکس سالهاست آن را بازنمایی می کنند. خودروهایی که گویی هیچگاه در جاده ها خطایی از آنان سرنمی زند و این تنها پراید است که همه خونها را در باک (شیشه) کرده است.

تصور پراید در حقیقت تصور یک سبک زندگی حاشیه ای است به میانجی یک خودرو کم قیمت. تصور حیاتی است طبقاتی که پراید به واسطه عناصری چون قیمت ارزان، کم مصرف بودن، داشتن قطعات ارزان و ... به درستی با طبقات پایین جامعه هم آغوش شده است. این وسیله غیاب خودرو را که همیشه نزد طبقات بالای جامعه وجه ممیزه طبقات پایین از دیگر طبقات بوده، مرتفع کرده است. دیگر نمی توان بسیاری از افراد را از طبقه پایین به واسطه غیاب خودرو و نداشتن وسیله نقلیه بازتعریف کرد. پراید این غیاب را تا حدود زیادی از پیشانی این طبقه پاک کرده است

حال که بازار با نوسانات اقتصادی و قیمتها روبرو است، پراید از یک نشانة صرف طبقاتی به یک مقیاس نیز مبدل شده است. مقیاسی بر ابتذال قیمتها و بازار. اینکه پراید از مرز 50 میلیون هم گذشته است، در حقیقت هم بازنماینده یک بحران اقتصادی است که کاملا مبرهن است و هم توصیف یک بحران اجتماعی. بحرانی که دیگر پراید نمی تواند غیاب خودرو را در طبقات پایین مرتفع کند. در واقع بالا رفتن قیمت پراید یعنی بیرون کشیدن تنها امید طبقات کم درآمد به دارا بودن وسیله نقلیه. جدایی ای تاریخی میان طبقه و خودرو که پراید سالهای زیادی آن را نمایندگی می کرد. پراید تنها نقطه اتکال و اتکاء طبقات پایین به جاده، بازار خودروسازی، سفرهای آخر سال، میل به پشت فرمان بودن، میل به سرعت و امید به زود رسیدنهایی بود که همیشه از آن رنج می بردند. پراید گرانقیمت و این تاریخ دردناک جدایی، آغاز بازگشت دوباره طبقات پایین است به دورانی که تصور خریدن خودرو تنها مال "آنها" بود.