الماس خان کردستانی حماسه سرایی که نادرشاه او را از خود راند

شخصیت نگار- الماس خان کندوله ای فرزند احمد خان کندوله ای، مشهور به « الماس خان کردستانی»، « سرهنگ الماس خان»، « الماس خان کندوله ای»، « میرزا الماس خان» و« الماس خان کلهر» در سال 1702 در روستای کندوله از توابع کرمانشاه در خانواده ای اریستوکرات چشم به جهان گشود.

شخصیت نگار- الماس خان کندوله ای فرزند احمد خان کندوله ای، مشهور به « الماس خان کردستانی»، « سرهنگ الماس خان»، « الماس خان کندوله ای»، « میرزا الماس خان» و« الماس خان کلهر» در سال 1702 در روستای کندوله از توابع کرمانشاه در خانواده ای اریستوکرات چشم به جهان گشود.

​​​​​​​به گزارش زریان موکریان؛ الماس خان متمول واشراف زاده در همان کودکی در حجره ی مساجد آن روزگار تحصیل علوم را آغاز کرد. در آن روزگار عموما مساجد وحجره ها مراکز یادگیری و آموزش بودند؛ هر چند تمامی محصلین به قصد ملاشدن وارد این مدارس نمی شدند، بلکه بعضی صرفا به خاطر یادگیری علوم زمان، وبدان واسطه، رسیدن به مقام وجایگاهی در دستگاههای حکومتی وارد این حجره ها می شدند. اشراف ومتمولین برای اداره املاک وثروت های موروثی ونیز حضور در دربار شاهان نیازمند تحصیل بودند. اینان نیز به شیوه ی خصوصی ودر منزل تعلیم می دیدند، یا مانند سایرین در حجره های آن زمان حاضر می شدند.

الماس خان یکی از نجیب زادگان بود که برای یادگیری علوم در مدارس آن روزگار حضور یافت؛ نیز به دلیل جایگاه وموقعیت عشیرتی، به فراگرفتن آموزش های رزمی ونظامی می پرداخت. در شهرهای کرمانشاه وسنندج به تحصیل پرداخته و پس از فراغت از تحصیل، به روستای خود بازگشته و پس از گذراندن دوره های رزمی و نظامی به سپاه نادرشاه افشار پیوسته و به عنوان سرهنگ الماس خان به خدمت نادر پرداخته است. در بسیاری از جنگ های نادرشاه حضور فعال و چشمگیر داشته و توانسته است در نزد نادر به ارج واحترام شایانی دست یابد.

سال 1732 در یکی از جنگ های نادر با توپال عثمان پاشا، با اندکی تاخیر به سپاه نادر ملحق می شود وهمین تاخیر موجب شکست نادر می گردد. نادر، الماس خان را از لشکر خود اخراج وبا وی بس نامهربانی ها می کند. الماس خان به زادگاهش باز می گردد وروزگار را باشکار و سرودن شعر ونواختن تنبور سپری می کند.

الماس خان در سرودن شعر زبان توانا ودر نواختن تنبور چیره دست بوده، به مسایل روز حکومتداری و روابط اجتماعی، اشراف داشته، در جنگ های نظامی نیز وی با نادرشاه بس توانا بوده وهمین توانائی در نبردهای نظامی، موجب کدورت رابطه ی وی با نادرشاه گشت. نادرشاه به این فرمانده ی غیور وجنگجوی خود اعتماد بسیار داشت وباتاخیر وی را در جنگ، موجب نبودن نیرویی چشمگیر در میدان نبرد می دانست و شکست سپاه خود را از آن روی می دانست.

به لحاظ شخصیتی، بسیار پخته وسرد وگرم چشیده بود. بسیاری از حرفه های زمان دستی توانا داشته است. روزگار جوانی را با حوادث و رویدادهای گوناگون سپری نموده، ولی روزگار پیری را در آرامش و آسودگی، به شکار وسرودن شعر ونواختن تنبورگذراند، تا به سال 1776 طومار زندگی پرحادثه اش برچیده گشت.

آثار واشعار الماس خان که به حق گنجینه ایست ناب از اشعار کردی، تاکنون تماما جمع گشته و به جز مقداری از اشعار حماسی و تغزلی وی، بقیه ی اشعارش در کتابخانه های روسیه، آلمان وانگلستان ونیز شهر وروستاهای کردستان پراکنده گشته است. جمع آوری وچاپ ونشر این آثار گرانبها، همت وافری می طلبد.

بی گمان الماس خان از حماسه سرایان مشهور وبه نام ادب کردی است که به نا حق نام وی در زیر پرده ای از غبار بی مهری مدفون گشته. اساسا الماس خان در موضوعات وسبک وسیاق های گوناگون شعر شروده، ولی آنچه که اکنون در دسترس است منظومه های حماسی واشعار لیریک وتغزلی وی می باشد.

الماس خان به علت تخصص در جنگ های نظامی توانسته آثار منظوم شاهکاری خلق نماید. همچنین بعضی از آثار منظوم کلاسیک همچون شیرین وفرهاد یا رستم وسهراب را به نظم کردی در آورده که جرات می توان گفت در مقایسه با منظومه شاعران دیگر، در جایگاهی بسی برتر از آنان ایستاده است. طبع لطیف وشاعرانه ی الماس خان، با روحیه ی سربازی ونظامیگری وی توانسته اشعاری ناب و پرهیجان خلق نماید که درنوع خود بدیل و مانند می باشد و درعرصه ی ادب، هیچ هماوردی را یارای روبرو شدن با وی نیست.

اشعار تغزلی الماس خان از روحیات اریستو کراتانه خالی نیست، وچون در خانواده ای اشرافی و نظامی زاده شده، این ویژگی در اشعار لیریک وی کاملا مشهود است.

منظومه های حماسی وی شامل:

1_ خورشید وخاور،

2_ شیرین وخسرو،

3_ هفت لشکر،

4_ نادر وتوپال یا نادرنامه.( این منظومه، تاریخی منظوم از حکومت نادرشاه را در برمی گیرد. تصاویری از جنگ های نادر که الماس خان نیز در آن ها حضور داشته و رشادت ها نموده؛ لاجرم در جنگ با توپال عثمان پاشا شکست خورد ومیان وی و الماس خان کدورت ایجاد می شود)،

5_ رستم وسهراب،

6_ منیژه وبیژن،

7_ کنیزک ویازده رزم،

8_ شه مال و زه لان،

ونیز شاهنامه فردوسی را به زبان کردی ترجمه نموده که حجم آن بالغ برشصت هزار بیت می باشد.